عطا ملك جوينى

867

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

پهلوان محمّد بن ايلدگز بود و پس از انقراض سلجوقيّهء عراق در سنهء 591 به دست تكش خوارزمشاه وى بر قسمت عمدهء عراق عجم استيلا يافت ( و قسمت ديگر به دست مياجق نامى از مماليك تكش خوارزمشاه افتاده بود ) و مدّت نه سال با كمال استقلال به حكمرانى آن ولايات اشتغال داشت تا در سنهء 600 چنان كه گفتيم به دست آيتغمش كشته شد و ممالك او به تصرّف وى درآمد « 1 » . و كلّيّة چنان كه ملاحظه شد از حدود 590 به بعد الى قريب مدت بيست و پنج سال يعنى در دورهء فترت بين انقراض سلجوقيهء عراق و خروج مغول در بلاد جبل كه عبارت از رى و همدان و اصفهان و مضافات باشد يك سلسلهء كوچكى از مماليك ترك كه عمده از غلامان اتابكان آذربايجان و يكى دو تن نيز از غلامان خوارزمشاهيان بوده‌اند سلطنتى كما بيش بالاستقلال نموده‌اند ولى چون در هيچ‌يك از كتب تواريخ به هيئت مجموعى و در فصل مخصوصى سوانح احوال ايشان مذكور نيست لهذا كمتر كسى از مجارى حالات ايشان و حتّى از وجود چنين سلسله و اسامى افراد ايشان اطّلاع كاملى دارد . و مقصود از « سلسله » در اينجا نه اعضاء يك خاندان است با سلطنت موروثى از قبيل سلجوقيّه و خوارزميّه و غير هم بلكه مراد آنست كه نظير مصر در دورهء مماليك هر غلام تركى كه در خود قوّهء خروج مىديده بر مخدوم خود و مالك رقّ خود پادشاه وقت ياغى شده و به قهر و غلبه بر مملكت او استيلا مىيافته و چند روزى به فرمانفرمائى بلاد و تحكّم در رقاب عباد دل خوش مىكرده تا نوبت به غلام ترك غارتگر ديگرى مىرسيده و عين همين ترتيب از طرف او شروع مىشده است . و عجب آنست كه اين دولت‌هاى مستعجل همه مانند ظلّ زائل و احلام نائم به غايت كم‌دوام و سريع الزّوال بوده‌اند چنان كه در مدّت بيست و پنج سال پنج نفر از مماليك ترك در عراق عجم سلطنتى چنان كه گفتيم كما بيش بالاستقلال نموده‌اند به اين ترتيب : كوكجه مملوك اتابك پهلوان محمّد بن ايلدگز ( سنهء 591 - 600 ) ، مياجق مملوك تكش خوارزمشاه ( سنهء 591 - 595 ) ، آيتغمش مملوك همان اتابك پهلوان مذكور ( سنهء 600 - 608 ) ،

--> سفيد رنگ ، و قراجه - سياه رنگ ( ترجمان تركى و عربى ص 31 از ترجمه ) . ( 1 ) - براى اطّلاع از احوال كوكجه رجوع شود به ابن الأثير در حوادث سنوات 591 ، 600 ( ج 12 : 55 ، 91 ) ، و ابو الفدا نيز در حوادث همين سنوات ( ج 3 : 91 ، 105 كه هر دو جا او غلطا « كلجا » به‌جاى « ككجا » چاپ شده است ) ، و راحة الصّدور به هيئت ككجه ص 388 ، 391 - 402 ( بسيار مفصّل و مبسوط ) .